راهنمای گردشگری ایتالیا

ونیز (قسمت دوم)

 

با وجود سرمایهٔ بسیار، تجار متعدد با کشتی‌های آماده، ارتش نیرومند و سیستم مالی پیچیده و کارآمد، ونیز به یک نیروگاه تجاری و یکی از شش شهر بزرگ اروپا تبدیل شد. در اوایل قرن پانزدهم، ثروت و قدرت حدوداً هزار نفر از میان ۱۸۰ هزار نفر جمعیت تقریبی ونیز، با ثروت و قدرت راکفلر برابری می‌کرد. و میدان سنت مارکو مرکز سیاسی و مذهبی جمهوری ونیز بود. قصر سنت مارکو و قصر دوج در این میدان قرار داشتند. قصر دوج برای نشان دادن ثروت و قدرت جمهوری ونیز ساخته شد تا یادآور این نکته باشد که ونیز در مقام اول قرار دارد. پلکانی که از قصر به حیاط منتهی می‌شود با مجسمه‌های مریخ و نپتون که نماد قدرت بر روی خشکی و دریا هستند و همچنین شیر بالدار که نماد شهر ونیز است به عنوان یک ورودی کاملاً تاثیرگذار به کار می‌روند.

دوج، رئیس جمهور ونیز، و کابینه‌اش در اتاق کالجیو برای یک دورهٔ چهارصد ساله حکومت می‌کردند. حدوداً از سال ۱۱۵۰ تا ۱۵۵۰ این قصر قدرتمندترین قصر اروپا بود. این قصر نامتقارن هزارتو مملو از اتاق‌هایی است که به نحوی اشرافی تزئین شده‌اند. اینجا در سالن سنا نجیب‌زادگان با یکدیگر ملاقت می‌کردند، به بحث می‌نشستند و قوانین را تصویب می‌کردند. آن‌ّها تحت تاثیر تابلوی فتح ونیز اثر تینتورتو بودند که شهر را در شمایل انسانی با موهای طلایی، چشمانی آبی و پرهیزکار، در میان اساطیر یونانی در بهشت و در حال دریافت ثروت از دریا به تصویر کشیده بود. در واقع دوج پادشاهی منتخب بود. او اشراف‌زاده‌ای بود که توسط دیگر اشراف‌زادگان برگزیده می‌شد تا بر اجرای قوانین و تصمیمات آن‌ها نظارت کند. سالن شورای بزرگان یک سازهٔ عظیم چوبی است که توسط اساتید کشتی‌سازی ونیز ساخته شده. نقاشی بهشت شاهکار عظیم تینتورتو است؛ بزرگ‌ترین نقاشی رنگ روغن در جهان که به قانون گذاران یادآواری می‌کرد تصمیم‌گیری صحیح می‌تواند آن‌ها را در میان پانصدتن از قدیس‌ها قرار دهد.

آرسنال ترس از ونیز را در دل حکام خارجی بازدیدکننده می‌انداخت. هنگامی که پادشاه فرانسه به این شهر آمد، او را برای دیدن مراحل کشتی‌سازی به این‌جا آوردند و در برابر چشمان وی یک کشتی جنگی ساختند. سپس بعد از یک گردش کوتاه بر روی کانال، کشتی کاملاً برای ملحق شدن به نیروی دریایی ونیز در مدیترانه آماده می‌شد.

قدرت ونیز پشتوانه‌ای محکم‌تر از تجار پرخاشگر و حکام سالم داشت. این قدرت دارای استخوان‌بندی باستانی بود. برای کسب اهمیت مذهبی و نوعی مشروطیت، ونیزی‌ها به آثاری مقدس نیاز داشتند. سنت مارکو به این منطقه سفر کرد و شهرت او به خاطر آوردن مسیحیت به این سرزمین بود. استخوان‌های وی همان آثار مقدسی بود که ونیزی‌ها نیاز داشتند. تجار ونیزی بقایای سنت مارکو را به همان صورت که در قرن سیزده بود از مصر به کلیسا آوردند.

مارکو که در نقاشی‌های کلیسا، پس از سفر کمی ترش‌رو به نظر می‌رسد، تبدیل به یک قدیس حامی شهر شد و نماد وی‌، شیر بالدار، نیز به نماد شهر ونیز بدل گشت. کلیسای زیبای سنت مارکو به سبکی کاملاً شرقی بنا شده است. گنبدهایی به شکل پیاز و نمای بیرونی پیچیدهٔ آن‌ها یادآور رابطهٔ نزدیک ونیز با شرق و بیزانس است. کلیسا پوشیده از موزاییک است. دیوارهای منقوش به سبک قرون وسطایی این کلیسا داستان‌های انجیل را روایت می‌کنند. در اینجا داستان یوسف دیده می‌شود که برادرانش ابتدا وی را به درون چاه انداخته و سپس برای بردگی در مصر به فروش رساندند. داخل کلیسا پوشیده است از داستان‌های عهد جدید. بقایای سنت مارکو در محراب اصلی، داخل مقبره‌ای مجلل و غرق در طلا و سنگ‌های قیمتی و متعلق به قرن چهاردهم دفن شد.

با وجود دولت قدرتمند، موقعیت کاملاً قابل دفاع و بقایای سنت مارکو، مردم پراکندهٔ مرداب اطراف در ونیز که در حال تبدیل شدن به نیروگاه مذهبی بود جمع شدند. قصر سلطنتی با ستون‌ها و مجسمه‌های غارت‌شده از دشمنان تزئین شده. از میان تمام غنائمی که کلیسا را تزئین کرده، مقام اول احتمالاً نصیب مجموعه‌ای از اسب‌ها می‌شود که قرن‌هاست به میدان نگاه می‌کنند. البته نمونه‌هایی که در خارج از کلیسا قرار دارند بدلی هستند و نمونه‌های اصلی در داخل کلیسا نگهداری می‌شوند. اسب‌های دوست‌داشتنی و ارزمشند برنزی غنائمی برازندهٔ قدرت شهر هستند. طبق افسانه‌ها این اسب‌ها برای اسکندر کبیر ساخته شده و توسط نرون به روم برده شده‌اند و سپس توسط کنستانتین به پایتخت جدید وی در شرق، یعنی قسطنطنیه، منتقل شدند. کمی بعد در سال ۱۲۰۴، ونیزی‌ها آن‌ها را به دست آورده و به فرانسه اعطا کردند تا طاق نصرت در پاریس را تزئین کند. امروزه آن‌ها به مکانی که ونیزی‌ها معتقدند خانهٔ اصلی‌شان است باز گردانده شده اند.

منارهٔ کلیسای سنت مارک در سیصد پایی بالای میدان قرار دارد. برج اصلی در این مکان نزدیک به هزار سال مانند علامت تعجبی برای اعلام عظمت و قدرت امپراطوری ونیز قد برافراشته بود. سپس یک روز صبح، در سال ۱۹۰۲، با صدای مهیب به تلی از آجر تبدیل شد. امروز این برج از نو ساخته شده و آسانسوری که در داخلش قرار دارد افراد را به دیدن چشم‌اندازی فوق‌العاده دعوت می‌کند.